تبليغاتX
خط خطی های ذهن
شنبه 27 آبان1385ساعت13:35

روزنامه " تهران امروز" بعد ازمدت ها تبلیغ در رسانه ها و سطح شهر تهران امروز بروی گیشه ها آمد. صاحب امتیاز و مدیر مسوول تهران امروز را پرویز اسماعیلی بر عهده گرفته است. تیتریک این روزنامه نیز به شروع فعالیت خود روزنامه اختصاص دارد. البته با نگاه اول و الارقم چاپ مانیفستشان در روز اول بازهم نمی شود تشخیص داد که در جریانات سیاسی به کدام گروه گرایش دارند. البته این خودخبر از یک خودسانسوری  در تحریرهه این روزنامه می دهد. در هر صورت امیدوارم در این کوران تعطیلی نشریات و روزنامه ها به خوبی بتواند نقش رکن چهارم دموکراسی را ایفا کند.

                                                   

              

دوشنبه 22 آبان1385ساعت9:1

دیروز در تالار دانشکده فنی دانشگاه تهران مراسم بزرگداشت روز آزادی بیان و اندیشه در سالروز صدور حکم ننگ آور اعدام دکتر آقا جری نیمه تمام ماند. دیروز در این تالار بعد از سخنرانی دکترآرمین دکتر الهه کولایی به پشت تیریون رفت اما عده ای از دانشجویان با خواندن سرود "یار دبستانی" . سردادن شعار های از قبیل ما انجمن فاشیستی نمیخواهیم سعی در به دست آوردن تریبون برای سخنرانی داشتند. این داشجویان انجمن امسا ل را که از سوی دانشگاه انتخاب شده اند را به رسمیت نمی شناختند و خواستار ان بودند که این انجمن کناره کیری کند و انتخابات برانجمن اسلامی حکم فرما شود. در هر صورت مراسم دیروز به دلیل اختلافات صنفی خود دانشجویان به تشنج کشیده شد و یک بار دیگر همچنین مراسمی ناقص ماند. جنبش دانشجوی در زمانی که نیازبه یک اتحاد واحد دارد متاسفانه اختلافی شدید برآن ها حاکم است . این دانشجویان به جای این که مراسم های یک دیگر را برهم زنند بهتر است که در لابی های خود این مشکل را حل کنند نه اینکه بخواهند مشکلات را به پشت تریبون بیاورند. امید به اتحاد جنبش دانشجویی...

                                                        

                      

 

گزارش تصویری مراسم

چهارشنبه 17 آبان1385ساعت9:22

نه،نترسید من قصد رسوایی جدیدی رو نداریم. اول از همه بزارید ابراز تاسف خودم رو از این حرکت و نوشتن چند اسم که به حق در اون لیست جایی نداشت رو ابراز کنم. اما خود ماجرا؛ خانم و یا آقایی که اقدام به این کار کرده مطمئنا فکر نمی کرد که به این سرعت لیستش در لار پخش شود و فکر می کرد به مخاطبان عادی یک وبلاگ محدود می شود. دوم اضطراب و آشفتگی در تمام پست های این وبلاگ الخصوص پست اخر به راحتی قابل مشاهده است این خود نشان از ان دارد که نویسنده با فکر این لیست را تهیه نکرده و شتاب زده، هر که را (احتمالا نزدیکان و آشنایان )به ذهنش می رسیده بیان کرده است. سه، این عمل  به خودی خود تعرض به حریم شخصی است و در جامعه ی ما که حریم شخصی بسیار پنهان است این حملات به حریم شخصی هم بسیار زیاد تر می شود و من فکرمی کنم که این حرکت برخواسته ازحس کنجکاوی نویسنده باشد.  
اما چند نکته ای دیگر هم در این باره قابل توجه است.
یکم، نگرانی از تکرار این گونه ماجراها در هر موضوعی . شاید مهمترین مسئلهء روبروی ما باشد.اگر این حرکت ادامه پیدا کند و با توجه به آزادی های دنیای مجازی، فجایع دردناک تری را خبر می دهد.
دوم ، مطمئنا تا چند ماه آینده هر خانواده ای (الخصوص خانواده های دختر دار) محدودیت های زیادی را برای فرزندان خود اعمال خواهد کرد که در این بین عده ای بی تقصیر از آزادی های خود منع خواهند شد. منع از استفاده از اینترنت، حضور حداقلی در اماکن تفریحی ، کنترل تلفن های منزل و... می تواند از مثال های کوچک این نظارت ها باشد.
سوم ، فعالیت های گروهی. که در چند سال گذشته به شکل گروه های همکاری مشترک دختران و پسران و البته کاملا سالم، به فعالیت می پرداختند بسیار تحت الشعاع قرار خواهد گرفت.

                                                   

                                   

شنبه 13 آبان1385ساعت13:2

امروز به قولي روز دانش آموز است.روزي كه سفارت(بخوانيد خاك) كشوري به دست دانشجويان و دانش آموزان تسخير شد. يك اشتباه بزرگ ديپلماتيك كه امروز با شور انقلابي آن زمان توجيه مي شود. مي گويند انجا لانه جاسوسي بود آمركا در آنجا مي خواست كودتا كندو... همه اين ها درست اما مگر نمي شدبه پيشنهاد بازرگان عمل كردو سفارت خانه را رسما و از شيوه ديپلماتيك تعطيل كرد.آيا واقعا لازم بود ۴۴۴ روز اعضا سفارت خانه را در خاك خود زنداني مي كرديم. آيا اين منافعه ملي بود كه تماميه سفارت خانه هاي كشورهاي اروپايي از ترس سفارت خود را تعطيل كردندو ماهم بي اعتنايي؟! تمام اين وقايع گذشت اميدوارم امروز...