تبليغاتX
خط خطی های ذهن
سه شنبه 30 مهر1387ساعت23:2

"براي حفظ حقوق خواننده و رعايت كپي رايت اين البوم را از فروشگاه  محصولات فرهنگي خريداري كنيد" این پیامی است که این روزها کاربران  وب سایت های دانلود موسیقی  در ایران به جای لینک دانلود آلبوم یک شاخه نیلوفر دریافت می کنند.
23 مهرماه پایان انتظار  پنج ساله محسن چاوشی بود. آلبوم یه شاخه نیلوفر او بالاخره توانست مجوز بکیرد و بروی کیشه های موسیقی عرضه شود. علاقه مندان به محسن چاوشی که عادت کرده بودند چهار آلبوم قبلیش  را که مجوز نداشت از جهان مجازی دانلود  کنند این بار به احترام محسن این اخلاق مجازی را کنار گذاشتند. بسیاری از سایت های معروف دانلود موسیقی در ایران با حذف لینک دانلود یک شاخه نیلوفر از کاربران خودشان خواسته اند که نسخه اصلی این محصول را تهیه کنند.  وبلاگ نویسان معروف حوزه موسقی و دانلود نیز این رو زها پرکار شده اند و همراه با معرفی این آلبوم از همه خواسته اند به هیچ عنوان این آلبوم را دانلود نکنند و نسخه اصلی آن را تهیه کنند. نکته جالب تر واکنش کاربران وب سایت بالاترین که یک لینکده معروف بین ایرانی ها است بود کاربران بالاترین با رای منفی خود با زمان کوتاهی لینک دانلود این موسیقی را  ار روی این سایت حذف کرده اند.
ایجاد باورها و موج های مشترک در وبلاگستان و فضای مجازی ما در برابر مسائل فرهنگی بارها تکرار شده است.  به نظر می رسد کاربران اینترنت فارسی به قابلیت تاثیرگزاری خود بر فضای واقعی به خوبی پی برده اند و از این پتانسیل به خوبی استفاده می کنند.
فضای مجازی ایرانی این بار به پاس تمام نوستالژی های که با صدای محسن چاوشی داست به احترام او یک بار دیگر متحد شد و با تشویق خرید نسخه اصلی آلبوم  او شنان داد که احترام خاصی در بین خوانندگان پاپ ایرانی برای او قائل است.
احتمالا پیام اخلاقی این متن هم همین باشد که لطفا " این آلبوم را از فروشگاه های مجاز دانلود کنید!"

دوشنبه 22 مهر1387ساعت7:31
بازي هاي رايانه يي امروزه توانسته در تمامي دنيا، براي خود مخاطب کسب کند به نحوي که هيچ خط مرز جغرافيايي را نمي توان براي آن در نظر گرفت. تعداد مخاطبان بازي هاي رايانه يي در سال هاي گذشته افزايش چشمگيري داشته و اين بازي ها به يکي از پرهوادارترين سرگرمي هاي موجود تبديل شده است. اين محبوبيت بدان حد است که درآمد 42 ميليارد دلاري کشور هاي پيشرفته در سال گذشته ميلادي براي اين صنعت به ثبت رسيده است.
با اينکه بازي هاي رايانه يي مولود سينماست، امروز به عنوان يک رقيب جدي در مقابل اين هنر قرار گرفته است چرا که در بازي هاي رايانه يي مخاطبان هستند که قهرمان بازي ها را به حرکت در مي آورند و اين توانايي يکي از امتيازهاي اين حوزه به شمار مي رود.
يکي ديگر از گوشه هاي تعاملي اين دو صنعت استفاده از سناريو هاي توليدات سينمايي براي ساخت بازي هاي رايانه يي در جهان است. 
(...) بايد گفت بازي هاي رايانه يي را بحق مي توان مولد صنعت سينما دانست؛ صنعتي که در خود فرزندي قدرتمندتر، باهوش تر و جذاب تر متولد و از تمام تخصص ها و فناوري هايش براي رشد اين کودک نوپا استفاده کرده است....

*این پست قسمتی کوتاه از مقاله چاپ شده من در روزنامه اعتماد است که بخش کامل ان را در ادامه مطلب و اینجا می توانید بخوانید. و البته اینجا را هم بخوانید!


ادامه مطلب
دوشنبه 1 مهر1387ساعت17:37

اولین پست این وبلاگ به ستایش مرگ اختصاص یافته بود. آن زمان نوشتم که بعضی نوع مرگ‌ها لذت بخش است. امام فراموش کرده‌بودم بنویسم که "گاهی وقت‌ها آدم مردنش می‌گیرد."
بعضی وقت‌ها دنیا مانند همان انیمیشن عروس مرده تیم برتون که دیشب با محمد می‌دیدیم می‌شه، پر ازدروغ، غرور، جنایت و خیانت سیاهی و بی روحی که بعدش هم دنبال آن سرزمین خوش آب رنگ عروس مرده می‌ریم. این وقت‌هاست که مردنم می‌آید.
گاهی وقت‌های دیگر هم مردنت می‌گیرد، می‌خواهی بمیری. تمام. نه مانند ‌پاراگراف بالایی بشوی‌ها  نه، اصلا بعضی وقت‌ها دیگه نیازی نداری زنده باشی! آخه همه چیز داری.یک لبخند...(این سه نقطه محصول سانسور دوست عزیزی است که توضیح این همه چیز را حذف کرد) این وقت ها است که یاد مادر بزرگ می‌کنم که قتی تو کاری موفق می شدیم با همان لحجه شیرینش می‌گفت "نه نه دیگه مرگ می خوای؟"  اگه نه‌نه زنده بود می رفتم ‌پیشش می گفتم:"آره نه‌نه مرگ می خوام" می گفتم:"گاهی وقت ها آدم مردنش می یاد."
یک جاهای دیگه هم من مردن می گیرد، نه فکر کنید احساساتی هستم‌ها نه! فقط وقتی فکر و استرس یک حادثه، یک چیز بد، تنت رو فرا می‌گیره... نمی‌تونم از روی مغزم تایپش کنم می‌فهمی چی می‌گم که؟! اون وقت‌ها هم مردنم می‌گیرد.
بزار با یک جمله بی‌ربط  که تو همین محافل خوشگله مرگ میگن این ‌پست رو تمام کنم:"مرگ حقه!" پس پیش به سوی حق...