تبليغاتX
خط خطی های ذهن
یکشنبه 20 بهمن1387ساعت15:12

با به صدا در آمدن سوت قطارهای که با بخار کار می کرد بشر دوران صنعتی خود را آغار کرد. در این دوران بود که انسان ها یاد گرفتند  زمان آنقدر مهم است که در ان صرفه جویی کنند. توسعه راه ها و ارتباطات شاید اولین گام ها در صرفه جویی در این زمان ها بود.
با گذر بشر از این عصر طلایی، جهان ارتباطاتی آغاز می شود. عصری که سرعت و اطلاعات حرف اول را در آن می زند. د راین عصر همه چیز رو به کوتاهی می رود. ارتباطات کوتاه می شود. منیمال در تمام عرصه ها مد می شود. بشر دیگر به جای خواندن رمان های چند جلدی به دنبال مینیمال های هروز کوچکتر می رود. در سینما فیلم های 100ثانیه ساخته می شود. و هزاران مثالی دیگر که همه کوتاه شدن انجام مراحل زندگی را دنبال می کنند.
اما سوال این جا است که این زمان های خلاصه شده، این زمان های که بشر بوسیله عصر منیمالیست به دست آوردهاست کجا صرف می شود؟! چرا همچنان زمان کم است و هیجان رفتاری بشر رو به افزایش؟!
به نظر شما واقعا این زمان ها کجا می رود؟!

سه شنبه 15 بهمن1387ساعت9:57
دوشنبه ها همیشه بد است. اول یک قرارداد کاری را از دست می دهی!
بعدش همکار خیلی دوست داشتنیت اخراج می شه!
بعدش هم موبایلت رو آقا دزده می بره!

دیشب موبایلم را دزیدن. به همین سادگی! چه طور هم ندارد، لطفا نپرسید!
دوستان عزیز لطف کنن و شماره موبایل و تلفن های خودشان رو برای من کامنت بگزارند! حتی شما دوست عزیز!

چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت12:57

گفتگوی ویژه خبری شبکه دو سیما را همه تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری 84 به خاطر دارند. برنامه ای با رویکردهای چالشی که  در پی آن تاثیر گزاری زیاد و جذب مخاطب میلیونی را برای این برنامه به همرا داشت.
برنامه نود نیز در پایان ده هفتاد با الگو برداری از نمونه های خارجی به عنوان  یک برنامه منتقد و راهگشا در ورزش فوتبال کشور آغاز به کار کرد. نود نیز با اجرای عادل فردوسی پور در مدت زمانی کوتاه سیل عظیمی از مخاطبین ورزشی و غیرورزشی شبکه سوم سیما را به خود جذب کرد.
رادیو جوان نیز نمونه موفق یکی دیگر از فضاهای چالش محور در فضای رسانه ای کشور ماست. رادیو جوان تا پبش از این که خجسته مدیر قبلی صدا جمهوری اسلامی تحت فشارها وارد شده خود مدیریت شبکه را برعهده بگیرد تبدیل به رقیبی جدی برای دیگر شبکه های رادیویی شده بود. این رادیو با استفاده از برنامه سازان جوان و روزنامه نگاران کهنه کار منتقد تبدیل به یکی دیگر از رسانه های منتقد و چالش زا شده بود.
با نگاهی به تاریخ مطبوعات ایران بعد از انقلاب اسلامی در دو پرسه زمانی مطبوعات آزاد و منتقد رشد فرار داشتند. یکی به فضای باز بعد انقلاب در سال 59 باز می گردد و دیگری به فضای باز سیاسی بعد از واقعه 2خرداد. درهردو این پرسه رسانه های منتقد در قالب روزنامه و کتاب پا به میدان گزاشتند و فضای تکرار ناپذیر در فضای نقادی ایجاد کردند. که البته سرنوشت این رسانه ها بر کسی پوشیده نیست.
رسانه ها در ایران فرای تمام مشکلات خود با یک معضل بزرگ مواجهه اند آنهم تهدید به تعطیلی در واکنش به هر انقتاد کوچک و بزرگی است.
بسیاری از صاحب منصبان هدف از نقد رسانه ها را پاره کردن و دریدن و مثله کردن افکار و آرامش جامعه و مردم و یا برشمردن فقط  عیب ها و یا کاستی ها می دانند و در مقابل انتقادات رسانه ها همیشه از ضربالمثال "چرا نیمه پر لیوان را نمی بینید" استفاده می کنند.
صاحب منصبان در مقابل انتقادات رسانه که به عنوان نماینده ای از وجدان جمعی  جامعه به سوال برخواسته است بی شک هراسناک می وشد و در واکنشی سریع بهترین راه را نابودی رسانه می داند همین رویداد یکی از بزرگترین دلایل عدم رشد رسانه در جامعه توسعه نیافته است.
رسانه های منتقد که از آنها نام برده شده سرنوشتی از یک نوع دارند و خواهند داشت و دلیل اصلی آنهم مشکلی است که صاحب منصبان با رسانه منتقد دارند خلاصه می شود.
نقدپذیری به عنوان خوی و خصلت انسانی، نقش مهمی در فرو نشاندن آسیب ها و آفت های فردی و اجتماعی دارد.رواج نقدپذیری در اجتماع کمک فراوانی به پایان دادن کشمکش ها و درگیری ها می کند.به همان اندازه که نقد و نقادی مایه کمال و رشد رفتارها و عملکردهاست، نقدپذیری نیز زمینه ساز بسیاری از خوشبینی ها و امیدواری ها نسبت به اصلاح امور است و شاید بهترین و عادلانه ترین دستگاه برای اجرای این امر همان رسانه باشد.
رسانه های جامعه های توسعه نیافته در یک جبر تاریخی در این مشکل گرفتار خواهند بود و مخاطبان رسانه ها به حذف و نابودی رسانه های منتقد عادت خواهند کرد. مشکلی به نام رسانه منتقد برای صاحب منصبان حل نخواهد شد.