طلبه بلاگ:ترجیح می دهد از او با نام وبلاگیش یعنی "سرباز زمین" یاد کنم. یکی از زیست محیطی های مجازی است که توانسته وبلاگ سبز خود را با موفقیت مدیریت کند. سرباز زمین به غیر از وبلاگ نویسی خبرنگار و روزنامه نگاری در این حوزه را نیز تجربه کرده است. سرباز زمین معتقد است که "اطلاعات ما درباره محیط زیست در ایران بسیار ناچیز است. این مشکل وبلاگ نویسان نیست. مشکل عموم جامعه محیط زیستی کشور است. زیرا نهادهای علمی کشور به دلایل مختلف به طرف جمع اوری و تحلیل اطلاعات زیست محیط کشور نرفته اند." و همین مشکل روی کیفیت وبلاگ نویسی محیطی زیستی تاثیر منفی داشته است. سرباز زمین در وبلاگی به آدرس http://earthsoldier.blogfa.com/ می نویسد.
آشنایی اولیه شما با فضای مجازی از چه طریقی بود و با چه انگیزه ای تصمیم گرفتید وبلاگ نویسی محیط زیستی را آغاز کنید؟
اولین بار در سال 1381 وبلاگ نویسی را آغاز کردم البه زیست محیطی نبود. اما بعدها همزمان با قطع درختان جنگل لویزان در اسفند 1384 وبلاگی را به نام «سرباز زمین» راه اندازی کردم و از ان زمان تا کنون با همین نام در اینترنت فعالیت میکنم.
آیا وبلاگ را فضای مناسب برای بحث های اینچنین می دونید؟ و یا اصلا شما انتشار مطالب علمی محیط زیستی را در فضای مجازی مناسب می بینید؟
اصولاً وبلاگ فضایی است که هر کس میتواند نظراتش را به راحتی در آن بیان کند و محدودیت خاصی هم برای این کار در محیط وبلاگی نیست. از آنجایی که محیط زیست هنوز جایگاه ویژه ای در مطبوعات ندارد نوشتن از محیط زیست در وبلاگها بسیار مفید است. اما همین فرصت در جایگاه خود تهدید نیز محصوب میشود. محیط زیست حوزهای علمی و تخصصی است و وبلاگ نویسی تولید ادبیات بدون محدودیت است. پس به نحوی میتوان این تهدید را برای حوزه محیط زیست قایل شد که وبلاگ نویسان غیر متخصص ممکن ایت به ادبیات محیط زیستی صدمه بزنند. نوشتههای احساسی، خارج از حیطه تخصصی و نقل مطالب غیر علمی تهدیدهای بزرگی هستند. چون دانش محیط زیست در ایران نوپاست و جامعه معمولاً با این حوزه نوپا و ادبیات آن بیگانه است. اگر شروع تولید ادبیات زیست محیطی در جامعه با اشتباهات علمی و تخصصی همراه باشد، جامعه درک نادرستی از محیط زیست خواهد داشت.
چه مزایا و معیابی این نوع وبلاگ نویسی در حال حاضر دارد؟
مزیت وبلاگ نویسی در این موضوع سهولت انتقال اطلاعات و اخبار بین گروههای طرفدار محیط زیست است. میدانید که دومین جامعه بزرگ وبلاگهای فارسی زبان پس از وبلاگهای شخصی، وبلاگهای زیست محیطی یا اصطلاحاً وبلاگهای سبز هستند. این گروه به صورت خودجوش اجتماع جالبی را درست کردهاند. خودشان سایتی مرجع راهاندازی کردهاند که مطالب وبلاگهای محیط زیستی به صورت اتوماتیک در این سایت درج میشود. این سایت باعث شده است که اخبار حوزه محیط زیست به سرعت بین طرفداران این حوزه منتشر شود. اگر سری به GreenBlog.ir بزنید میبینید که گاهی انتشار اخبار زیست محیطی در وبلاگها بسیار زودتر از مطبوعات و خبرگزاریها اتفاق افتاده است.
علاوه بر این در این وبلاگها میتوان اطلاعات علمی و تحلیلی جالبی را پیدا کرد. من تا کنون به غیر حوزههایی مثل IT چنین اجتماعی را بین وبلاگ نویسان ندیدهام. البته این اجتماع کوچک معایبی نیز دارد. مهمترین عیب آن، رفتار احساسی بسیاری از اعضای این گروه است. احساسات در فعالیتهای مدنی بسیار مهم است به شرط آنکه این احساسات در هنگام تصمیم گیری در تحلیل ماجراها جلوی دید منطقی را نگیرد. متاسفانه این اتفاق گاهی در بین طرفداران محیط زیست میافتد.
چالش های در پیش روی وبلاگ نویسی سبز ما در کشور چیست؟
پاسخ من این سوال هم مثل سوال قبلی است. مهمترین چالش، دید غیر علمی و احساسی و همچنین ضعف اطلاعات است. اطلاعات ما درباره محیط زیست در ایران بسیار ناچیز است. این مشکل وبلاگ نویسان نیست. مشکل عموم جامعه محیط زیستی کشور است. زیرا نهادهای علمی کشور به دلایل مختلف به طرف جمع اوری و تحلیل اطلاعات زیست محیط کشور نرفته اند. ما هنوز آماری جامع از حیاتوحش کشور نداریم. اطلاعات چندانی از بسیاری از گونههای در معرض خطر گیاهی و جانوری کشور نداریم. هنوز و با وجود اینکه در برنامه چهارم توسعه وظیفه دولت تهیه اسناد مطالعات آمایش سرزمین کا کشور بود هنوز 18 استان این مطالعات را انجام ندادهاند. به همین خاطر آنقدر اطلاعات به روز در این حوزه کم است که حتی مراکز تحقیقاتی کشور هم از دسترسی به اطلاعات مناسب و علمی عاجز هستند. تمام مشکل هم انجاست که محیط زیست حوزهای میان رشته ایست. هنوز بدنه اجرایی کشور فکر میکنند که محیط زیست یعنی آلودگی هوا و حیوان و گیاه. محیط زیست را زیر مجموعه کشاورزی و منابع طبیعی میدانند در صورتی که دانش محیط زیست بسیار فراتر از گیاهان و جانوران منطقه است. در اصل پنجاه قانون اساسی که به اصل محیط زیست معروف است آمده «محیط زیست که مردم باید در آن حیات رو به رشد داشته باشند» قطعاً با این تعریف محیط زیست بسیار فراتر از گیاه و جانور است. ما میگوییم که محیط زیست یعنی محیطی که باید در ان زندگی کرد. این محیط چند شاخصه اصلی دارد. بر طرف کردن سه نیاز اصلی خوراک، پوشاک و مسکن تنها بخشی از خصوصیات محیط زیست سالم است. امنیت در همه ابعاد آن نیز از شاخصههای مهم محیط زیست است. اما از این همه شاخصه مهم ما فقط حفاظت از حیوانات و گیاهان آن را متوجه شدهایم. امروزه در کشورهای توسعه یافته نظر کارشناسان محیط زیست برای هر کاری گرفته میشود اما در کشور ما کارشناسان محیط زیست حتی برای عبور جاده و ساختن سد در قلب جنگلهای کشور هم اجازه اظهار نظر ندارند. ضعف اطلاعات در کشور ما به دلیل همین درک ناقص از دانشی بزرگ به نام محیط زیست است.
به نظر می رسد وبلاگ نویسی محیط زیستی تنها یک کار لوکس باشد. با این موضوع موافق هستید؟
به هیچ وجه! البته اگر شما هم از محیط زیست فقط علاقه به طبیعت و حیوانات و دفاع احساسی از این مقولات را دریافته باشید، این حرف درست است. اما محیط زیست به هیچ وجه مقولهای لوکس و فانتزی نیست. با هیچکس و هیچ دولتی هم شوخی ندارد! من مثالی را میزنم. همه درباره فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میدانیم. اما کمتر کسی به دلایل آن توجه کرده است. هر وقت از این اتفاق صحبت میشود همه به سراغ جنگ سرد شرق و غرب و ماجراهای سیاسی میروند اما هیچ کس نمیداند مهمترین دلیل فروپاشی شوروی مسایل زیست محیطی بوده است. پنبه از کالاهای صادراتی اصلی در شوروی بود. خورشچف با شعار پنبه طلای سفید دستور داد تا قسمتهای وسیعی از زمینهای اطراف دریاچه آرال به زیر کشت پنبه برود. برای آبیاری این زمینها آب دو رودخانه آمودریا و سیردریا کج شد و به جای ریختن در دریاچه آرال از زمینهای پنبه سر درآورد. نتیجه این شد که سطح آبهای زیر زمینی مزارع پنبه بالا آمد و غنای خاک را کاهش داد. از طرف دیگر چون ورودی آب دریاچه آرال بسته شده بود، این دریاچه که یکی از بزرگترین دریاچههای جهان بود آرام آرام خشک شد. وقتی دولتمردان شوروی از خطر خشک شدن آرال آگاه شدند که دیگر کار از کار گذشته بود و نمیشد کاری برای آرال انجام داد. این اتفاق باعث شد که باروری زمینهای پنبه به خاطر بالاآمدن سطح آبهای زیرزمینی کم شود و از سوی دیگر بستر خشک دریاچه آرال مملو از نمک بود. نمک باقیمانده ازدریاچه به وسیله با به زمینهای پنبه میامد و باعث شور شدن خاک این مزارع شد. در اواسط دهه 1980 صادرات پنبه شوروی بیش از 70 درصد کاهش پیدا کرد و باعث شد تا خزانه شوروی با مشکل شدید مالی روبرو شود. معمولاً اقتصاد خوب و دارایی زیاد کشورها باعث میشود تا بر مشکلات سیاسی خود غلبه کنند. شوروی با مسکل اقتصادی روبرو شد و مشکلات سیاسی نیز که از قبل وجود داشت این دو عامل دست در دست هم دادند و شوروی را قطعه قطعه کردند. کشورهای توسعه یافته از این ماجرا درس گرفتند اما بعضی از کشورها هنوز به مسایل زیست محیطی به عنوان مقولهای فانتزی برخورد میکنند. بعضی از دولتمردان محیط زیست را در کنار مسایلی چون ساخت سریال برای تلویزیون میدانند. من فکر میکنم در کشور ما بودجه سازمان حفاظت محیط زیست بسیار کمتر از بودجه سازمانهایی مثل صدا و سیما باشد. ما به عنوان فعال محیط زیست وظیفه داریم از طریق رسانههایی که در اختیارمان است این اطلاعات را به جامعه بدهیم و سوال من این است که آن وقت شما هنوز فکر میکنید محیط زیست مقولهای فانتزی و لوکس است؟!
شما به عنوان کسی که وبلاگ های تخصصی دارد، موضوع رسانه بودن وبلاگ را می پذیرید؟
بله. معتقدم وبلاگ یک رسانه است اما رسانهای که میتواند پر اشتباه هم باشد. مشکل هم آنجاست که ما سعی نکردهایم به وبلاگ نویسندگان آموزش دهیم تا درست بنویسند. بهتر بگویم چون سرانه مطالعه در کشور ما فقط چند دقیقه است بسیاری از وبلاگ نویسان ما هم در نوشتن مشکل دارند. البته از حق نگذریم اوضاع با چند سال قبل بسیار متفاوت است. حالا وبلاگها بخش جدایی ناپذیر فضای مجازی در ایران شدهاند. تعداد وبلاگ نویسان خوب کم نیست و شاید نیم بیشتر وبلاگ نویسان خوب مینویسند اما هنوز بسیاری از وبلاگها با تعریفهای یک رسانه از نظر محتوا و شکل فاصله دارند. منظورم از امکان پر اشتباه بودن هم همین است. مثلاً در یک وبلاگ وقتی خبری منتشر میشود ممکن است منبع مشخصی ذکر نشود. عکسها سندیت نداشته باشند و از نظر ویرایش خبری و گزارشی مشکل داشته باشند. ولی وبلاگهایی که کاملاً به شکل یک رسانه هستند وجود دارند. مثلاً وبلاگ مهندس محمد درویش به نام مهار بیابانزایی به نظر من یک رسانه است. آمارها و اطلاعات کاملاً مستند هستند و اخبار منتشر شده در آن هم بسیار قابل اعتماد است. چون نویسنده این وبلاگ چهرهای علمی است که ذوق فعالیت رسانهای را هم دارد. به سرعت وبلاگ خود را به روز میکند و البته اشرافی نسبی نیز به مطبوعات داخلی در حوزه محیط زیست دارد. مهار بیابانزایی تقریباً الگویی برای وبلاگهای زیست محیطی است و خوشبختانه وبلاگهای زیست محیطی الگوی مناسبی را انتخاب کردهاند. مطمئنم چند سال بعد وبلاگهای زیست محیطی رسانههایی تمام عیار خواهند بود.
آیا وبلاگستان توانسته است تاثیر بسزای در جامعه حقیقی داشته باشد؟
نه! تنها آن قسمتی از وبلاگشتان توانسته تا حدودی بر جامعه تاثیر بگذارد که به رسانههای سراسری راه یافته اند. مثل وبلاگ محمد درویش و یا وبلاگ معصومه ابتکار و چند وبلاگ زیست محیطی دیگر. اما معتقدم دو عامل تا کنون باعث شده تا وبلاگستان تاثیر زیادی در فضای حقیقی نداشته باشد. اول ضریب پایین دسترسی به اینترنت به نسبت جمعیت ایران و دوم شکاف فرهنگی بزرگ بین نسلهای جامعه. در ایران تعداد کمی از مردم به صورت روزانه با اینترنت کار میکنند و بخش عمده این کاربران نیز نسل جوان یا متولدان دهه 1350 به بعد هستند. هر تاثیری که وبلاگستان بتواند بر جامعه حقیقی بگذارد عمدتا بر بخشی از این نسل است. اما از طرف دیگر من فکر میکنم شکاف فرهنگی بین این نسل و نسلهای گذشته جلوی انتقال این تاثیر را میگیرد. چون عمده افراد نسل میان سال و مسن کشور هم تمایل چندانی به استفاده از اینترنت ندارند و البته در بعضی موارد با عقاید و فرهنگ نسل جوان نیز بیگانه هستند. این دو عامل باعث تاثیر بسیار ناچیز فعالیتهای اینترنتی بر جامعه حقیقی شده است.
وبلاگ های محیط زیستی چه تاریخچه ای در ایران دارند.
اولین وبلاگ زیست محیطی در ایران توسط محمد درویش راه اندازی شد. بعدها تعداد این وبلاگها بیشتر شد و حتی چهرههای دولتی نیز صاحب وبلاگ شدند. در حال حاضر بیشتر وبلاگهای تخصصی با محتوای علمی مربوط به اعضای هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع است. معصومه ابتکار و دلاور نجفی حاجی معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست، وحید نوروزی رئیس مرکز معاینه فنی و مدیر روابط عمومی معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران نیز از وبلاگ نویسان زیست محیطی هستند. در بین خبرنگاران حوزه محیط زیست وبلاگ مژگان جمشیدی با نام دیدهبان محیط زیست ایران و همچنین وبلاگ دکتر ناصر کرمی دبیر محیط زیست روزنامه همشهری نیز از پرطرفدارترین وبلاگهاست. کوهنوردان زیادی نیز در جمع وبلاگ نویسان محیط زیست حضور دارند که عباس محمدی و فرشید فاریابی از کوهنوردان و فعالان محیط زیست در این گروه حضور دارند.